تبليغاتX
مهندس امیررضا خانمحمدی
پرسيدم ...
چطور ، بهتر زندگي کنم ؟ 

با كمي مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز  .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

پرسيدم ،

آخر .... ،

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا  گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

زلال باش ... ،‌      زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان در توست .

 

+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 14:51 |
 

من اكنون ايستاده ام و خود را مي نگر م
كه دارم از پس تكه ابرهاي نمودين خويش سر مي زنم.
طلوع خود را مي نگرم
و خود را به نرمي و رضايت،
غرق لذت و اميد،
تسليم او مي كنم.
او كه مرا در خود مي مكد
و من همچنان ساكت مي مانم تا تمام شوم!
نسيم اميد بر چهره ام مي وزد و من،
در نشئه ي مطبوع نيست شدن هايم،
غرقه در شكر و اشك،
در انتظار آنم كه از آن پر شوم.
احساس مي كنم كه آن چه اكنون در من مي جوشد،
سراپايم را فرا مي گيرد،
تمام"هستن" م را لبريز مي كند.
همه ي لكه هايي را كه از اثر انگشت طبيعت
بر ديواره هاي"بودن" م مانده بود،مي زدايد.
مرا در خود مي شويد.
ديگرم مي سازد و من،
گرم اين لذت درد آميز تولد خويش،
ساكت مانده ام.
اما نمي داني!
اين كه در من فرا مي رسد به عظمت همه ي اين هستي است،
چه مي گويم؟
به عظمت ابديت است.
به عظمت مطلق است و به هراس بي كرانگي!
سنگيني آفرينش را دارد و جلال خدا را
و "بودن" من،
اين قفس تنگ و ناتوان،
گنجايش آن را ندارد.
احساس مي كنم كه در خود فرو مي شكنم،
نمي دانم چيست؟ اما بي تابم
+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 8:49 |

این شعر عیناْ از  http://www.mx.blogfa.com/ نقل شده است:

طی شد این عمر، تو دانی به چه سان

          پوچ و بس تند، چنان باد دَمان

همه تقصیر من است، این که خودم میدانم

که نکردم فکری

          که تامل ننمودم، روزی

                             ساعتی یا آنی

که چه سان میگذرد عمر گران؟

کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط

          فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

همه گفتند: کنون تا بچه ست، بگذارید بخندد شادان

          که پس از این دگرش، فرصت خندیدن نیست

                                                بایدش نالیدن

من نپرسیدم هیچ

          که پس از این ز چه رو

                             نتوان خندیدن

هیچکس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آئیم؟

بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟

          با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟

                             من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز نگفت

نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط

          فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

بعد از آن باز نفهمیدم من، که چه سان عمر گذشت؟

لیک گفتند همه:

          که جوان است هنوز، بگذارید جوانی بکند، بهره از عمر بَرَد، کام رانی بکند

بگذارید که خوش باشد و مست

          بعد از این نیز، بر او عمری هست

یک نفر بانگ برآورد که او

          از هم اکنون باید فکر آینده کند

دیگری آوا داد: که چو فردا بشود، فکر فردا بکند

سومی گفت: همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش

با همه این احوال

          من نپرسیدم هیچ

                   به چه سان دی بُگذشت؟

آن همه قدرت و نیروی عظیم، به چه ره مصرف گشت؟

نه تفکر، نه تعمق و نه اندیشه دَمی

          عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

چه توانی که ز کف دادم مُفت

          من نفهميدم و کس نیز مرا هیچ نگفت

قدرت عهد شباب، میتوانست مرا تا به خدا پیش برد

          لیک بیهوده تلف گشت جوانی، هیهات

آن کسانیکه نمیدانستند زندگی یعنی چه؟

رهنمایم بودند

عمرشان طی شد

          بیهوده و بی ارزش و کار

و مرا میگفتند که چو آنان باشم

          که چو آنان دائم، فکر خوردن باشم

          فکر گشتن باشم

                   فکر تامین معاش

                             فکر ثروت باشم

فکر یک زندگی بی جنجال

          فکر همسر باشم

کس مرا هیچ نگفت:

          زندگی ثروت نیست

                   زندگی داشتن همسر نیست

زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست

                                      من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت

و صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش فهمیدم

حال میپندارم، هدف از زیستن این است رفیق

          من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گُسَلَم

پای در راه حقایق بنهم

          با دلی آسوده

                   فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل

مملو از عشق و جوانمردی و علم

          در ره کشف حقایق کوشم

زره جنگ، برای بد و ناحق پوشم

                             ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم

آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم

          شمع راه دگران گردم و با شعله خویش

                   ره نمایم به همه، گرچه سرا پا سوزم

من شدم خلق که مُثمِر باشم

          نه چنین زائد و بی جوش و خروش

عمر بر باد و به حسرت خاموش

          ای صد افسوس که چون عمر گذشت      معنی اش فهمیدم

 

+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 19:0 |
 
تركهاي موزاييكي
تركهاي پوست سوسماري
تركهاي برشي(كناري)
تركهاي انقباضي (بلوكي)
تركهاي بين دو خط
تركهاي انعكاسي 
تركهاي هلالي (لغزشي)
+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 14:39 |
 
تركها
تغيير شكل هاي سطح رويه
خرد و كنده شدنها
لغزنده شدن سطح روسازي
خرابي شانه ها
خرابي رويه هاي آسفالت سطحي 
خرابي رويه هاي شني
+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 14:37 |

برخی از مهمترین مواردی كه‌ در ترافيك‌ تهران‌ بایدمورد نظر باشند  به‌ صورت‌ زير مي‌باشند:

الف‌ - تراكم‌ زياد شبكه‌ و سيستم‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ در تهران‌

ب‌ - ارتباط شعاعي‌ تهران‌ با ديگر نقاط كشور

پ‌ - نبود سيستم‌هاي‌ مناسب‌ و هماهنگ‌ در مقياس‌هاي‌ ملي‌ و منطقه‌ شهري‌ تهران‌

ت‌ - حجم‌ زياد سفرها و نقل‌ و انتقالات‌ خارجي‌ (دروازه‌اي‌)

ث‌ - تمركز بالاي‌ حمل‌ و نقل‌ در تهران‌ و جابه‌جايي‌ درون‌ شهري‌ و برون‌ شهري‌

ج‌ - تمايل‌ به‌ استفاده‌ هر چه‌ بيشتر از سيستم‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ خصوصي‌

چ‌ - افزايش‌ حجم‌ تصادف‌ در شبكه‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ تهران‌ و هزينه‌هاي‌ زياد مقابله‌ با آن‌

ح‌ - نبود الگوي‌ مشخص‌ و شفاف‌ جابه‌جايي‌ و سيستم‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ شهري‌

خ‌ - نبود تعادل‌ ميان‌ عرضه‌ و تقاضا و اختلال‌ روز افزون‌ در خدمات‌ حمل‌ و نقل‌

د - گراني‌ زمين‌ و ايجاد اختلال‌ در اجراي‌ طرح‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ و معابر

ذ - بافت‌ قديم‌ منطقه‌ تجاري‌ شهر و ايجاد مشكل‌ در حل‌ مسايل‌ حمل‌ و نقل‌

ر - هسته‌ مركزي‌ شهر و مشكل‌ مديريت‌ ترافيكي‌

ز - عدم‌ استفاده‌ صحيح‌ مردم‌ از سيستم‌ها و تسهيلات‌ حمل‌ و نقلي‌

ژ - نارسايي‌ سيستم‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ و ترافيك‌ درون‌ شهري‌ تهران‌

+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 16:57 |

 

سيستم‌ كنترل‌ بزرگراه‌ها امكان‌ بهره‌ وري‌ در زمينه‌هاي‌ زير را دارد:

الف‌ - اعلام‌ وضعيت‌ ترافيك‌ جلوتر در بزرگراه‌، به‌ رانندگان‌

ب‌ - اعلام‌ مسير جايگزين‌ براي‌ كاهش‌ تراكم‌ در محدوده‌ مورد نظر

پ‌ - بالا بردن‌ ايمني‌ و امنيت‌ بزرگراه‌

ت‌ - به‌ وجود آوردن‌ بزرگراهي‌ با قابليت‌ اطمينان‌ بالا براي‌ رانندگان‌

ث‌ - استفاده‌ بهينه‌ از بزرگراها

ج‌ - كاهش‌ اثرات‌ ناهنجار رواني‌ براي‌ استفاده‌ كنندگان‌ از بزرگراه‌ و سيستم‌هاي‌ آن‌

چ‌ - استفاده‌ از اطلاعات‌ ثبت‌ شده‌ براي‌ مطالعات‌ اصلاحي‌ و بهسازي‌ بزرگراه‌

ح‌ - استفاده‌ از سيستمهاي‌ رايانه‌اي‌ و الكترونيكي‌ براي‌ كنترل‌ بهتر و بازدهي‌ بيشتر كاربرهاي‌ كنترل‌ ترافيك‌

+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 15:3 |

با توجه به افزايش سفرهاي درون شهري كه نتيجه گسترش ابعاد شهرها وهمچنين جمعيت آنها است، معابر شهري از تراكم بالايي برخوردار شده اند. در اين ميان بزرگراه ها از اين قاعده مستثني نيستند وعبور و مرور خودروها در آنها بايد از بار ترافيكي ديگر مسيرها بكاهد. بنابراين بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه مديريت و كنترل ترافيك بزرگراه ها از مهمترين مسائلي است كه حتما بايد به آن توجه شود، چون مشكل ترافيك در بزرگراه ها علاوه بر آنكه سبب از بين رفتن سرمايه ها مي شود به علت سرعت حركت بالاي خودروها در بزرگراه هاف در صورت برخورد وسايل نقليه به يكديگر فجايعي بوجود خواهد آمد كه جان انسان ها را نيز تهديد مي كند. از سيستمهاي ترافيكي كه در اين مقاله به منظور مديريت و كنترل ترافيك سودمند به نظر آمده اند مي توان به موارد زير اشاره نمود: تابلوهاي متغير ترافيكي (انواع، كاراييها، نقائص و فوايد هر نوع) و شيوه مكان يابي براي نصب آنها، نقشه ديواري و انواع كاربرد آن، شناساگرهاي سيستم كنترل ترافيك (انواع، پارامترهاي قابل شناسايي هر نوع، شيوه نصب و معايب و مزايا) سيستمهاي GIS, GPS و استفاده از آنها در ترافيك، سيستمهاي خودكار دريافت عوارض، ضربه گيرها و انواع آ ن و كنترل ترافيك شيبراهه هاي (رمپهای) ورودي و خروجي بزرگراه ها. بايد توجه داشت كه علم مهندسي ترافيك در كشور ما بسيار جوان است و مدت زيادي نيست كه توجه مسئولان به اين مسئله جلب شده است. بسياري از سيستمهاي استفاده شده به علت عدم مطالعه صحيح، ناكارآمد شده اند يا از بازدهي مناسبي برخوردار نيستند. بنابراين بايد به اين نكته توجه نمود كه استفاده مناسب از اين سيستمها بايد با مطالعه كافي و ديد وسيعي انجام گيرد. در كشور ما نيز بايد نهادهاي ذيربط سريعتر به فكر حل بحران ترافيك در شهرهاي بزرگ به خصوص تهران باشند.

+ نوشته شده توسط امیررضا خانمحمدی در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 14:21 |